آیا جمهوری اسلامی از این جنگ جان سالم به در می‌برد؟

والتر راسل مید، پژوهشگر ارشد حوزه راهبرد و حکمرانی در مؤسسه هادسون، در یادداشتی در وال‌استریت ژورنال می‌نویسد هنوز روشن نیست جمهوری اسلامی بتواند از موج حملات نظامی آمریکا و اسرائیل جان سالم به در ببرد. به نوشته او، تحولاتی که پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ رخ داد، موازنه قدرت منطقه‌ای را به‌سرعت تغییر داده و اکنون آینده حکومت ایران با ابهام‌های جدی روبه‌رو شده است.

در این یادداشت که در وال‌استریت ژورنال منتشر شده، مید توضیح می‌دهد که تا پیش از حمله حماس به اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳، به نظر می‌رسید جمهوری اسلامی ایران در حال تثبیت موقعیت خود به عنوان یکی از بازیگران مهم منطقه‌ای است. شبکه‌ای از متحدان و نیروهای همسو در کشورهای مختلف خاورمیانه از عراق و سوریه گرفته تا لبنان و یمن، به تهران امکان داده بود نفوذ قابل توجهی در تحولات منطقه‌ای داشته باشد.

به گفته نویسنده، در همان زمان ایران توانسته بود روابط راهبردی نزدیکی با قدرت‌هایی مانند روسیه و چین برقرار کند و حتی با برخی گروه‌های سنی تندرو نیز همکاری‌هایی شکل دهد. این مجموعه عوامل باعث شده بود بسیاری از ناظران تصور کنند که تهران در حال تقویت جایگاه خود در نظم منطقه‌ای خاورمیانه است.

با این حال، مید می‌نویسد پس از تحولات اکتبر ۲۰۲۳، شرایط به سرعت تغییر کرد. به گفته او، عملیات نظامی اسرائیل و آمریکا در ماه‌های بعد بخش‌هایی از ساختار نفوذ منطقه‌ای ایران را تضعیف کرده است. در چنین فضایی، برخی رهبران باقی‌مانده حکومت و فرماندهان سپاه پاسداران اکنون در شرایطی قرار دارند که برای امنیت خود به پناهگاه‌ها متوسل شده‌اند.

مید همچنین به شکل‌گیری نوعی همگرایی میان برخی کشورها علیه جمهوری اسلامی ایران اشاره می‌کند. به گفته او، ائتلافی متشکل از آمریکا، اسرائیل و شماری از متحدان غربی به این نتیجه رسیده‌اند که ساختار کنونی قدرت در ایران باید تغییر کند. این دیدگاه، به نوشته نویسنده، یکی از عوامل اصلی افزایش فشارهای نظامی و سیاسی علیه تهران در ماه‌های اخیر بوده است.

در ادامه این یادداشت، مید به راهبردهای جمهوری اسلامی ایران در برابر این فشارها می‌پردازد. به باور او، رهبران ایران در این جنگ دو هدف اساسی را دنبال می‌کنند. نخست تلاش برای ایجاد بی‌ثباتی در منطقه و اختلال در بازار جهانی نفت است؛ اقدامی که می‌تواند هزینه‌های اقتصادی و سیاسی بحران را برای متحدان آمریکا افزایش دهد. هدف دوم نیز، قرار دادن واشینگتن در برابر یک انتخاب دشوار است: یا بقای حکومت ایران را بپذیرد یا وارد جنگ زمینی گسترده‌ای شود که از نظر سیاسی و نظامی بسیار پرهزینه خواهد بود.

مید می‌نویسد رهبران جمهوری اسلامی ایران بر این باورند که ایالات متحده تمایل چندانی به ورود به یک جنگ زمینی طولانی در خاورمیانه ندارد و در نهایت ممکن است به نوعی عقب‌نشینی سیاسی تن دهد. از نگاه تهران، افزایش هزینه‌های جنگ برای غرب می‌تواند راهی برای حفظ بقای حکومت باشد.

در مقابل، به نوشته وال‌استریت ژورنال، آمریکا و اسرائیل نیز راهبردهایی برای مقابله با این رویکرد دنبال می‌کنند. نخستین مسیر، تضعیف توان امنیتی و نظامی حکومت ایران از طریق حملات دقیق و هدفمند است. این حملات با هدف کاهش توان فرماندهی و عملیاتی ساختارهای امنیتی ایران انجام می‌شود.

راهبرد دوم، به گفته مید، تلاش برای تحریک نارضایتی در میان برخی اقلیت‌های اتنیکی در ایران است. در این تحلیل به گروه‌هایی مانند کُردها و بلوچ‌ها اشاره شده که ممکن است در صورت فراهم شدن شرایط، به کانون‌های اعتراض یا شورش علیه حکومت تبدیل شوند.

مسیر سوم نیز تلاش برای ایجاد شکاف در درون ساختار قدرت ایران عنوان شده است. به نوشته نویسنده، برخی در واشینگتن امیدوارند بتوانند در میان چهره‌های حکومتی افرادی را پیدا کنند که آماده گفت‌وگو یا توافق با آمریکا باشند و بتوانند مسیر تغییرات سیاسی در ایران را هموار کنند.

با این حال، مید هشدار می‌دهد که هر یک از این راهبردها با خطرهای قابل توجهی همراه است. برای مثال، حملات گسترده ممکن است به زیرساخت‌های غیرنظامی آسیب وارد کند و در نتیجه باعث افزایش همبستگی داخلی و تقویت حمایت از حکومت شود. از سوی دیگر، حمایت خارجی از احزاب مسلح می‌تواند واکنش منفی بسیاری از ایرانیان را برانگیزد و حتی باعث تقویت حس ملی‌گرایی در کشور شود.

همچنین، حتی اگر چهره‌ای در درون ساختار قدرت ایران آماده توافق با آمریکا باشد، تضمینی وجود ندارد که چنین فردی بتواند در فضای پرتنش داخلی ایران دوام بیاورد یا قدرت اجرای توافق احتمالی را داشته باشد.

مید در پایان یادداشت خود تأکید می‌کند که تنها چند سال پیش بسیاری از تحلیلگران تصور می‌کردند جمهوری اسلامی ایران در اوج قدرت منطقه‌ای خود قرار دارد. اما اکنون، به باور او، بخش قابل توجهی از طرح‌ها و برنامه‌های راهبردی تهران با چالش‌های جدی روبه‌رو شده است.

به گفته او، تحولات هفته‌ها و ماه‌های پیش رو می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در آینده سیاسی ایران داشته باشد و مشخص کند که آیا جمهوری اسلامی ایران قادر خواهد بود از این بحران عبور کند یا نه. به همین دلیل، نتیجه این جنگ ممکن است نه تنها برای ایران بلکه برای کل معادلات خاورمیانه اهمیت تاریخی داشته باشد.

۲۱ آدار رسانه‌ای برای پرسشگری مسئولانه است. نه بازتاب‌دهنده روایت‌های رسمی است و نه خود را در چارچوب‌های ایدئولوژیک محدود می‌کند. آنچه برای ما اهمیت دارد، روشن کردن خود مسئله است.

تمام حقوق این سایت متعلق به ۲۱ آدار می‌باشد