در حالی که تمرکز بازارها بر نفت و سوخت باقی مانده، یک فشار عمیقتر در حال شکلگیری است. اختلال در بازار کود شیمیایی و زنجیره تأمین غذا میتواند در ماههای آینده به موج تازهای از افزایش قیمت مواد غذایی منجر شود؛ موجی که اثر آن دیرتر ظاهر میشود اما ماندگاری بیشتری دارد.
در نگاه نخست، جنگها با شوک انرژی شناخته میشوند. افزایش قیمت نفت معمولاً اولین واکنش بازارها به تنشهای ژئوپلیتیک است. اما تجربه بحرانهای گذشته نشان میدهد اثر واقعی جنگ در لایهای عمیقتر شکل میگیرد؛ جایی که امنیت غذایی تحت تأثیر قرار میگیرد و فشار تورمی بهتدریج وارد زندگی روزمره مردم میشود.
در بحران اخیر نیز همین الگو در حال تکرار است. اختلال در مسیرهای حملونقل، کاهش دسترسی به انرژی و بیثباتی در تجارت منطقهای، زنجیرهای از اثرات را فعال کرده که از تولید آغاز میشود و به قیمت غذا ختم میشود. در این میان، یکی از مهمترین حلقهها که کمتر مورد توجه قرار میگیرد، بازار کود شیمیایی است.
حلقه پنهان در تولید غذا
کود شیمیایی یکی از پایههای اصلی تولید کشاورزی است و بدون آن، حفظ سطح فعلی تولید در بسیاری از کشورها ممکن نیست. این بخش بهشدت به انرژی وابسته است، بهویژه گاز طبیعی که نقش اساسی در تولید کودهای ازته دارد. هرگونه افزایش در قیمت انرژی یا اختلال در تأمین آن، مستقیماً هزینه تولید کود را بالا میبرد.
در کنار این وابستگی، موقعیت جغرافیایی تولید و صادرات کود نیز اهمیت دارد. بخشی از عرضه جهانی از منطقه خلیج فارس تأمین میشود و انتقال آن به بازارهای جهانی به مسیرهای دریایی امن نیاز دارد. وقتی این مسیرها با نااطمینانی روبهرو میشوند، هزینه حمل افزایش پیدا میکند و دسترسی به این نهاده حیاتی دشوارتر میشود.
در چنین شرایطی، بازار کود با کمبود نسبی و افزایش قیمت روبهرو میشود. این تغییر در ظاهر به یک بازار محدود مربوط است، اما اثر آن بهسرعت به بخش کشاورزی منتقل میشود و از آنجا به بازار غذا سرایت میکند.
انتقال فشار از نهاده به محصول
افزایش قیمت کود، نخست هزینه تولید کشاورزی را بالا میبرد. کشاورزان در واکنش به این افزایش، یا باید هزینه بیشتری بپردازند یا مصرف نهاده را کاهش دهند. در بسیاری از موارد، کاهش مصرف به معنای افت بازدهی زمین و کاهش تولید است. در نتیجه، عرضه محصولات کشاورزی محدودتر میشود و بازار با فشار قیمتی مواجه میشود.
این روند معمولاً با فاصله زمانی نسبت به شوک اولیه ظاهر میشود. به همین دلیل، تورم غذایی اغلب دیرتر از تورم انرژی دیده میشود، اما وقتی آغاز میشود، اثر آن گستردهتر و پایدارتر است. افزایش قیمت مواد غذایی بهطور مستقیم به معیشت خانوارها منتقل میشود و بهویژه در اقتصادهای آسیبپذیر، فشار قابل توجهی ایجاد میکند.
نقش حملونقل در تشدید بحران
در کنار تولید، حملونقل نیز یکی از عوامل مهم در شکلگیری این موج تورمی است. ناامن شدن مسیرهای دریایی، تغییر مسیر کشتیها، افزایش هزینه بیمه و بالا رفتن قیمت سوخت، همگی باعث میشود هزینه جابهجایی کالا افزایش پیدا کند. این افزایش هزینه در نهایت به قیمت نهایی مواد غذایی اضافه میشود.
کشورهایی که وابستگی بیشتری به واردات غذا دارند، در چنین شرایطی آسیبپذیرتر هستند. افزایش هزینه واردات میتواند به سرعت به بازار داخلی منتقل شود و فشار تورمی را تشدید کند. در مقابل، کشورهایی که تولید داخلی قویتر یا دسترسی متنوعتری به منابع انرژی دارند، توان بیشتری برای جذب این شوک خواهند داشت.
چرا تورم غذایی حساستر است
تورم در بخش غذا ویژگیهایی دارد که آن را به یکی از حساسترین انواع تورم تبدیل میکند. غذا یک نیاز روزمره است و امکان جایگزینی یا حذف آن وجود ندارد. در بسیاری از کشورها، بهویژه اقتصادهای در حال توسعه، سهم بالایی از هزینه خانوار به مواد غذایی اختصاص دارد. به همین دلیل، هر افزایش قیمت در این بخش، اثر مستقیمی بر سطح رفاه دارد.
از سوی دیگر، تورم غذایی معمولاً دیرتر تخلیه میشود. حتی اگر قیمت انرژی کاهش یابد، اثر آن بر تولید کشاورزی و زنجیره تأمین ممکن است برای مدتی ادامه پیدا کند. همین ماندگاری، این نوع تورم را به چالشی جدی برای سیاستگذاران تبدیل میکند.
چشمانداز پیش رو
نشانههای موجود حاکی از آن است که فشارهای شکلگرفته هنوز بهطور کامل در قیمتهای نهایی منعکس نشده است. بازار انرژی همچنان بیثبات است، زنجیره تأمین به وضعیت عادی بازنگشته و بازار کود نیز در وضعیت شکنندهای قرار دارد. در چنین شرایطی، احتمال آن وجود دارد که موج اصلی افزایش قیمت غذا در ماههای آینده نمایان شود.
در نهایت، آنچه در حال شکلگیری است، دومین لایه از شوک اقتصادی ناشی از جنگ است. پس از شوک اولیه در انرژی، اکنون نوبت به بخشی رسیده که ارتباط مستقیمتری با زندگی روزمره مردم دارد. این مسیر نشان میدهد که اثر جنگ تنها در قیمت نفت خلاصه نمیشود و بهتدریج به سفره خانوارها منتقل میشود.
در این چارچوب، افزایش قیمت غذا را باید ادامه همان زنجیرهای دانست که از اختلال در انرژی آغاز شده است. هرچه این زنجیره طولانیتر شود، مهار آن دشوارتر خواهد شد و فشار آن بر اقتصاد و معیشت نیز عمیقتر میشود.


