با شدت گرفتن درگیریها در خاورمیانه، اولین نشانه اقتصادی بحران در قیمت سوخت دیده شد. عبور قیمت بنزین در آمریکا از مرز ۴ دلار در هر گالن نشان میدهد اثر جنگ پیش از هر چیز به زندگی روزمره منتقل میشود و میتواند آغاز موج تازهای از فشار معیشتی باشد.
در هفتههای اخیر، بازار انرژی بهسرعت به افزایش ریسکهای ژئوپلیتیک واکنش نشان داده است. قیمت بنزین در آمریکا به سطحی بالاتر از ۴ دلار در هر گالن رسیده که در بیش از چهار سال گذشته بیسابقه بوده است. این افزایش در فاصله زمانی کوتاهی رخ داده و با نگرانی درباره اختلال در عرضه نفت ارتباط مستقیم دارد. تنگه هرمز که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند، به یکی از کانونهای اصلی این نااطمینانی تبدیل شده و همین مسئله برای تغییر رفتار بازار کافی بوده است.
در چنین فضایی، قیمتها پیش از وقوع کمبود واقعی هم افزایش پیدا میکنند. بازار انرژی به شدت به انتظارات حساس است و ریسکهای آینده را به سرعت در قیمتها منعکس میکند. به همین دلیل، مصرفکننده پیش از آنکه کاهش عرضه را بهصورت عینی ببیند، اثر آن را در قیمتها احساس میکند.
این افزایش بهطور مستقیم وارد بودجه خانوارها شده است. دادهها نشان میدهد قیمت بنزین در آمریکا حدود ۳۶ درصد رشد کرده و بیش از نیمی از خانوارها از فشار مالی ناشی از آن خبر دادهاند. افزایش هزینه رفتوآمد، بالا رفتن قیمت خدمات و کاهش قدرت خرید، همزمان بر زندگی روزمره اثر گذاشته و فضای مصرف را محدودتر کرده است.
در مرحله بعد، این فشار به سایر بخشهای اقتصاد منتقل میشود. تجربه اروپا نشان میدهد که افزایش هزینه انرژی میتواند روند تورم را دوباره صعودی کند. در آلمان، نرخ تورم به حدود ۲.۸ درصد رسیده و بخش مهمی از این افزایش به رشد قیمت انرژی مربوط است. این روند نشان میدهد شوک سوخت چگونه از بازار انرژی به کل اقتصاد سرایت میکند.
افزایش هزینه حملونقل و تولید، بهتدریج در قیمت کالاها منعکس میشود. این انتقال زمانبر است، اما مسیر آن مشخص است. خانوارها ابتدا افزایش قیمت سوخت را تجربه میکنند و پس از آن با افزایش قیمت کالاها، بهویژه مواد غذایی، مواجه میشوند. به همین دلیل، فشار اصلی معمولاً با فاصله زمانی ظاهر میشود.
در واکنش به این وضعیت، برخی دولتها به سمت سیاستهای حمایتی حرکت کردهاند. در آلمان، بحث کنترل قیمت سوخت و کاهش مالیات مطرح شده، اما چنین اقداماتی هزینه مالی بالایی دارد و در صورت تداوم میتواند تعادلهای اقتصادی را تحت تأثیر قرار دهد. همین مسئله تصمیمگیری را برای سیاستگذاران دشوارتر کرده است.
همزمان، تغییر رفتار مصرفکنندگان نیز آغاز شده است. در اروپا، افزایش قیمت سوخت باعث رشد تقاضا برای خودروهای برقی شده و نشانههایی از تغییر الگوی مصرف انرژی دیده میشود. این روند نشان میدهد شوکهای انرژی میتوانند فراتر از اثرات کوتاهمدت، مسیرهای بلندمدت اقتصاد را نیز تحت تأثیر قرار دهند.
در مجموع، افزایش قیمت سوخت میتواند آغاز شوک به یک زنجیره اقتصادی گسترده شود. این زنجیره از بازار انرژی شروع میشود، به تولید و حملونقل منتقل میشود و در نهایت در قیمت کالاها و خدمات نمود پیدا میکند. اگر این روند ادامه یابد، فشار بر خانوارها از سطح سوخت فراتر خواهد رفت و به تورمی گستردهتر تبدیل خواهد شد.


