تصمیم امارات برای خروج از اوپک، فقط تغییر جایگاه یک کشور در یک سازمان نفتی به حساب نمیآید. این تصمیم میتواند نشانهای از آغاز دورهای تازه در بازار نفت باشد؛ دورهای که در آن رقابت برای سهم بازار، آرامآرام جای هماهنگیهای سنتی تولیدکنندگان را میگیرد.
خروج امارات متحده عربی از اوپک را باید در متن یک تغییر بزرگتر دید؛ تغییری که از دل اقتصاد نفت، رقابت منطقهای و آینده مبهم تقاضای انرژی بیرون آمده است. ابوظبی در سالهای اخیر سرمایهگذاری گستردهای برای افزایش ظرفیت تولید انجام داده و طبیعی است که نخواهد زیر سقف سهمیههایی بماند که امکان استفاده کامل از این ظرفیت را محدود میکند. برای کشوری که میخواهد درآمد نفت را به سرمایهای برای اقتصاد پس از نفت تبدیل کند، هر بشکه تولیدنشده میتواند به معنای از دست رفتن بخشی از فرصت آینده باشد.
امارات طی سالهای گذشته تلاش کرده خود را از تصویر یک اقتصاد صرفاً نفتی دور کند. تجارت، گردشگری، خدمات مالی، لجستیک، فناوری و سرمایهگذاریهای جهانی، ستونهای تازه اقتصاد این کشور شدهاند. با این حال، همین گذار اقتصادی به منابع مالی بزرگ نیاز دارد و نفت هنوز مهمترین منبع تأمین این پول است. از همین زاویه، خروج از اوپک برای ابوظبی نوعی آزادسازی دست در سیاست تولید به شمار میرود؛ تصمیمی برای آنکه نفت امروز، خرج ساختن اقتصاد فردا شود.
رقابت ابوظبی و ریاض وارد مرحله نفتی شد
این تصمیم را نمیتوان جدا از رابطه پیچیده امارات و عربستان خواند. دو کشور سالها در بسیاری از پروندههای منطقهای کنار یکدیگر قرار داشتند، اما در سالهای اخیر رقابت میان آنها پررنگتر شده است. عربستان با برنامه چشمانداز ۲۰۳۰ میخواهد مرکز تازه اقتصاد، سرمایهگذاری و فناوری منطقه باشد؛ جایگاهی که امارات سالها برای تثبیت آن تلاش کرده است.
اختلاف بر سر سهمیههای تولید نفت نیز بخشی از همین رقابت است. عربستان در اوپک نقش رهبر سنتی را داشته و همواره کوشیده با کنترل عرضه، قیمت نفت را در سطح مطلوب نگه دارد. امارات اما با ظرفیت تولید رو به افزایش، منافع خود را در آزادی بیشتر برای تولید میبیند. از نگاه ابوظبی، پذیرش سهمیههای محدودکننده یعنی عقبنشینی از برنامهای که برای افزایش درآمد و تقویت قدرت اقتصادی طراحی شده است.
این شکاف برای عربستان زنگ خطر است. اگر یکی از نزدیکترین شرکای نفتی ریاض راه خود را جدا کند، مدیریت اوپک دشوارتر میشود. عربستان برای حفظ قیمتها ناچار خواهد شد بار بیشتری از کاهش تولید را بپذیرد، در حالی که رقبای منطقهای ممکن است با آزادی بیشتری نفت به بازار عرضه کنند. چنین وضعی میتواند هزینه رهبری اوپک را برای ریاض بالا ببرد.
اوپک در برابر سناریوی فرسایش
مهمترین پیام خروج امارات برای اوپک، کاهش اعتماد به قواعد جمعی است. اوپک زمانی قدرت داشت که اعضای اصلی آن، حتی با وجود اختلافات، به منطق سهمیهبندی تن میدادند. خروج امارات این پیام را منتقل میکند که برخی تولیدکنندگان بزرگ دیگر حاضرند منفعت ملی خود را بیرون از چارچوب سنتی سازمان دنبال کنند.
در سناریوی نخست، این تصمیم به افزایش تولید امارات و فشار کاهشی بر قیمتها منجر میشود. در چنین حالتی، اوپک بخشی از توان خود برای مدیریت عرضه را از دست میدهد و عربستان باید میان حفظ قیمت و حفظ سهم بازار انتخاب کند. هر دو مسیر برای ریاض پرهزینه است.
در سناریوی دوم، خروج امارات به الگویی برای دیگر اعضا تبدیل میشود. شاید کشورها رسماً از اوپک خارج نشوند، اما پایبندی به سهمیهها کمتر شود. همین کاهش تعهد کافی است تا سازوکار کنترل عرضه ضعیفتر عمل کند و بازار نفت وارد دورهای پرنوسانتر شود.
در سناریوی سوم، اوپک ناچار به بازنگری در قواعد خود میشود. اگر این سازمان بخواهد اعضای مهم را حفظ کند، باید سهمیهبندی را با ظرفیت واقعی تولیدکنندگان و شرایط تازه بازار هماهنگتر کند. در غیر این صورت، شکاف میان اعضایی که خواهان قیمت بالاترند و کشورهایی که به دنبال سهم بیشتر از بازارند، عمیقتر خواهد شد.
برای مصرفکنندگان بزرگ نفت، بهویژه آمریکا، تضعیف اوپک در کوتاهمدت میتواند جذاب باشد؛ زیرا قدرت تولیدکنندگان برای نگه داشتن قیمت در سطح بالا کمتر میشود. اما بازارِ کمهماهنگ، همیشه بازار آرامتری نیست. کاهش نظم اوپکی میتواند در دورههایی قیمت را پایین بیاورد، اما هنگام بحرانهای ژئوپلیتیک، نوسانها را شدیدتر کند.
در نهایت، خروج امارات از اوپک نشانهای از تغییر زبان سیاست نفتی در خلیج فارس است. دوران هماهنگیهای قدیمی زیر فشار رقابتهای تازه قرار گرفته و هر کشور میخواهد سهم خود را پیش از تغییرات بزرگ بازار انرژی تثبیت کند. امارات به دنبال نقد کردن ظرفیت نفتی خود برای ساختن اقتصاد آینده است؛ عربستان نگران فرسایش رهبری سنتی خود؛ و اوپک در برابر پرسشی سخت قرار گرفته است: آیا میتواند قواعدش را با واقعیت تازه بازار تطبیق دهد، یا باید شاهد کاهش تدریجی نفوذ خود باشد؟
.


