روزنامه جروزالم پست در تحلیلی مینویسد درگیری احتمالی میان آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران ممکن است فراتر از یک بحران منطقهای باشد و پیامدهایی گسترده برای ساختار قدرت در جهان به همراه داشته باشد. به نوشته این روزنامه، واکنشهای متفاوت قدرتهای جهانی به بحران ایران نشان میدهد که نظم بینالمللی در حال حرکت به سمت مرحلهای تازه و پیچیدهتر است؛ مرحلهای که میتواند موازنههای ژئوپلیتیک را در سالهای آینده دگرگون کند.
روزنامه جروزالم پست در تحلیلی به قلم سث جی. فرانتزمن به بررسی پیامدهای احتمالی جنگ میان آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران پرداخته و نوشته است که چنین جنگی ممکن است تنها به خاورمیانه محدود نماند و اثراتی فراتر از منطقه داشته باشد. به نوشته جروزالم پست، برخی تحلیلگران معتقدند این جنگ بالقوه میتواند آغازگر مرحلهای تازه در ساختار نظم جهانی باشد و در سالهای آینده آرایش قدرت در نظام بینالملل را دستخوش تغییر کند.
در این تحلیل، برای درک اهمیت احتمالی چنین درگیریای به تجربه جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ اشاره شده است. آن جنگ در شرایطی رخ داد که جنگ سرد به پایان رسیده بود و ایالات متحده در موقعیت برتر جهانی قرار داشت. در همان زمان جرج بوش از مفهومی به نام «نظم نوین جهانی» سخن گفت؛ نظمی که بر پایه همکاری بینالمللی، نقش محوری آمریکا و استفاده از ائتلافهای گسترده برای مدیریت بحرانها شکل گرفته بود.
با این حال، جروزالم پست معتقد است شرایط امروز تفاوتهای قابل توجهی با آن دوران دارد. در تحلیل فرانتزمن تأکید شده که در حال حاضر اهداف دقیق هرگونه جنگ احتمالی با ایران به اندازه جنگ ۱۹۹۱ روشن نیست. در ایالات متحده، حامیان اقدام نظامی استدلال میکنند که ایران به آستانه دستیابی به توانایی تولید سلاح هستهای نزدیک شده و برنامه موشکی این کشور تهدیدی فوری برای امنیت منطقه محسوب میشود. با این حال، برخی ناظران میگویند حملات و عملیاتهایی که تاکنون گزارش شدهاند لزوماً به طور مستقیم زیرساختهای هستهای ایران را هدف قرار ندادهاند و همین مسئله درباره اهداف واقعی این جنگ پرسشهایی ایجاد کرده است.
در بخش دیگری از این تحلیل، به گزارشهایی اشاره شده که از کاهش قابل توجه تعداد پرتابگرهای موشکی ایران خبر میدهند. با این حال، تحلیلگر جروزالم پست یادآوری میکند که در درگیریهای قبلی نیز ادعاهایی مشابه مطرح شده بود. تجربههای گذشته نشان داده که ایران در برخی موارد توانسته در مدت زمانی نسبتاً کوتاه بخشی از ظرفیتهای نظامی خود را بازسازی کند. از این رو، ارزیابی نهایی درباره میزان تضعیف توان نظامی ایران همچنان موضوعی بحثبرانگیز است.
جروزالم پست همچنین به واکنشهای متفاوت در سطح بینالمللی اشاره میکند و مینویسد که در اروپا دیدگاهها درباره این بحران یکسان نیست. برخی دولتهای اروپایی با یادآوری تجربه جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ هشدار دادهاند که مداخله نظامی در خاورمیانه میتواند پیامدهای غیرقابل پیشبینی به همراه داشته باشد. از جمله نگرانیهایی که مطرح شده، افزایش خطر تروریسم، شکلگیری موجهای تازه مهاجرت و بیثباتی اقتصادی در سطح منطقه و حتی اروپا است.
در مقابل، نشانههایی نیز از تحرکات نظامی برخی کشورهای اروپایی دیده میشود. گزارشهایی منتشر شده که حاکی از حرکت ناوهای فرانسوی به سوی منطقه است و همچنین احتمال اعزام ناوهای بریتانیایی نیز مطرح شده است. چنین اقداماتی نشان میدهد که در میان کشورهای غربی نیز نوعی دوگانگی در برخورد با بحران ایران وجود دارد؛ از یک سو نگرانی درباره پیامدهای جنگ و از سوی دیگر تلاش برای حفظ توازن قدرت در منطقه.
در ادامه این تحلیل، جروزالم پست به تغییرات گستردهتر در نظام بینالملل اشاره میکند و مینویسد که تحولات مرتبط با ایران میتواند نشانهای از حرکت جهان به سمت نظمی چندقطبیتر باشد. در چنین نظمی، ایالات متحده همچنان یکی از قدرتهای مهم جهانی باقی میماند، اما دیگر مانند دهههای گذشته قادر نیست به تنهایی ائتلافی گسترده و کاملاً منسجم از کشورهای مختلف ایجاد کند.
در این میان، قدرتهایی مانند چین تلاش میکنند نقش متفاوتی برای خود تعریف کنند. در برخی تحلیلها آمده است که پکن میکوشد خود را به عنوان بازیگری معرفی کند که از ثبات بینالمللی و راهحلهای دیپلماتیک حمایت میکند. چنین رویکردی تا حدی با نقشی که آمریکا در دهههای گذشته برای خود در مدیریت بحرانهای جهانی تعریف کرده بود، قابل مقایسه است.
به نوشته جروزالم پست، واکنشهای متنوع کشورهای مختلف به بحران ایران نشان میدهد که چارچوبهای سنتی سیاست جهانی در حال تغییر است. در گذشته، بسیاری از بحرانهای بزرگ در قالب رقابت میان دو بلوک مشخص یا ائتلافهای نسبتاً ثابت قابل تحلیل بودند. اما امروز به نظر میرسد کشورها بر اساس مجموعهای پیچیده از منافع اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیک تصمیمگیری میکنند و همین مسئله باعث شده صفبندیهای سیاسی کمتر قابل پیشبینی باشد.
در نهایت، تحلیل جروزالم پست این پرسش را مطرح میکند که آیا بحران ایران میتواند نقطه عطفی در تحولات نظام بینالملل باشد یا خیر. اگرچه پاسخ قطعی به این پرسش هنوز مشخص نیست، اما برخی معتقدند که نحوه واکنش قدرتهای جهانی به این بحران میتواند تصویری از شکلگیری نظم جهانی در دهههای آینده ارائه دهد. از این منظر، تحولات پیرامون ایران تنها یک بحران منطقهای نیست، بلکه میتواند بخشی از روند بزرگتر تغییر در موازنه قدرت جهانی باشد.


