جنگ چگونه کوره‌های فولاد را خاموش می‌کند

در حالی که تنش‌های ژئوپلیتیک در خاورمیانه وارد فاز تازه‌ای شده، اثرات این بحران دیگر محدود به میدان‌های نظامی یا بازار نفت نیست؛ بلکه به‌سرعت در حال نفوذ به قلب صنایع سنگین جهان است. یکی از نخستین بخش‌هایی که این شوک را به‌طور مستقیم احساس کرده، صنعت فولاد است؛ صنعتی که بیش از هر چیز به جریان پایدار انرژی وابسته است.

در هفته‌های اخیر، نشانه‌های روشنی از این فشار در زنجیره تولید فولاد دیده می‌شود. شرکت‌های بزرگ صنعتی، به‌ویژه در آسیا، با چالش جدی در تأمین سوخت مواجه شده‌اند. در همین چارچوب، برخی تولیدکنندگان بزرگ از جمله شرکت هندی JSW Steel هشدار داده‌اند که محدودیت در دسترسی به گاز طبیعی می‌تواند تولید را مختل کند و حتی بخشی از ظرفیت عملیاتی را از مدار خارج سازد. این هشدارها صرفاً یک نگرانی کوتاه‌مدت نیست، بلکه نشانه‌ای از شکل‌گیری یک بحران ساختاری در تأمین انرژی برای صنایع انرژی‌بر است.

مسئله اصلی به گلوگاهی بازمی‌گردد که در ظاهر «گاز» نام دارد، اما در واقع شبکه‌ای از ریسک‌های به‌هم‌پیوسته را در خود جای داده است. بخش قابل توجهی از گاز طبیعی مایع (LNG) جهان از مسیرهایی عبور می‌کند که امروز به دلیل تنش‌های امنیتی، بی‌ثبات‌تر از همیشه شده‌اند. هرگونه اختلال در این مسیرها، نه‌تنها عرضه را کاهش می‌دهد بلکه هزینه حمل‌ونقل، بیمه و تأمین را نیز افزایش می‌دهد؛ ترکیبی که مستقیماً به قیمت تمام‌شده فولاد منتقل می‌شود.

از منظر فنی نیز وابستگی صنعت فولاد به انرژی بسیار عمیق‌تر از آن است که در نگاه اول به نظر می‌رسد. در بسیاری از فرآیندهای تولید، به‌ویژه در روش‌های مبتنی بر احیای مستقیم آهن (DRI)، گاز طبیعی نقش یک نهاده کلیدی را ایفا می‌کند. به همین دلیل، کوچک‌ترین اختلال در دسترسی به گاز می‌تواند زنجیره تولید از کاهش ظرفیت گرفته تا توقف کامل خطوط تولید در موارد حاد را دچار وقفه کند.

اما اثر این بحران تنها به درون کارخانه‌ها محدود نمی‌شود. بازار جهانی فولاد نیز در حال واکنش به این فشار است. کاهش عرضه در کنار افزایش هزینه‌های تولید، زمینه را برای رشد قیمت‌ها فراهم می‌کند. این روند می‌تواند یک «اثر دومینویی» ایجاد کند: افزایش قیمت فولاد، هزینه ساخت‌وساز و تولید کالاهای صنعتی را بالا می‌برد و در نهایت به تورم در بخش‌های مختلف اقتصاد جهانی دامن می‌زند.

در این میان، سیاست‌گذاری‌های دولتی نیز به یک عامل تعیین‌کننده تبدیل شده است. بسیاری از دولت‌ها برای مدیریت بحران انرژی، به سمت اولویت‌بندی مصرف گاز حرکت کرده‌اند. سیاستی که معمولاً بخش خانگی و حیاتی را در اولویت قرار می‌دهد. نتیجه این تصمیم، محدود شدن دسترسی صنایع به انرژی و تشدید فشار بر تولیدکنندگان است. به بیان دیگر، حتی بدون اختلال کامل در عرضه، سیاست‌های داخلی می‌توانند به‌تنهایی نقش یک شوک عرضه را ایفا کنند.

آنچه در حال رخ دادن است، یک یادآوری مهم برای اقتصاد جهانی است: در جهانی که زنجیره‌های تأمین به‌شدت به یکدیگر وابسته‌اند، بحران‌های منطقه‌ای به‌سرعت به بحران‌های جهانی تبدیل می‌شوند. جنگ در خاورمیانه، اکنون نه‌فقط یک مسئله امنیتی، بلکه یک متغیر کلیدی در معادلات صنعتی و اقتصادی جهان است.

در این میان، صنعت فولاد در خط مقدم این تغییر قرار گرفته است. صنعتی که اگرچه نماد قدرت صنعتی است، اما در برابر اختلال در انرژی، آسیب‌پذیرتر از آن چیزی است که تصور می‌شد. ادامه این روند می‌تواند نه‌تنها تولید را کاهش دهد، بلکه تعادل بازارهای جهانی را نیز بر هم بزند و فصل تازه‌ای از نوسانات قیمتی را رقم بزند.

۲۱ آدار رسانه‌ای برای پرسشگری مسئولانه است. نه بازتاب‌دهنده روایت‌های رسمی است و نه خود را در چارچوب‌های ایدئولوژیک محدود می‌کند. آنچه برای ما اهمیت دارد، روشن کردن خود مسئله است.

تمام حقوق این سایت متعلق به ۲۱ آدار می‌باشد