در حالیکه جزیره خارک بهعنوان قلب تپنده صادرات نفت ایران بار دیگر در کانون تنشهای نظامی و توجه جهانی قرار گرفته، واقعیت زندگی ساکنان بومی آن روایت دیگری است؛ مردمی که در سایه ثروتی عظیم و زیر سایه تهدید جنگ، همچنان با محرومیت، محدودیت و نادیدهگرفتهشدن دستوپنجه نرم میکنند.
در حالی که تنشهای نظامی در خلیج فارس بار دیگر به صدر اخبار جهانی بازگشته، نام جزیره خارک نیز دوباره در کانون توجه رسانهها قرار گرفته است. گزارشهایی درباره حملات هوایی آمریکا و تحلیلهایی پیرامون تقابل ایران، اسرائیل و ایالات متحده باعث شده نگاهها به این جزیره کوچک اما بسیار مهم دوخته شود؛ نقطهای که بسیاری آن را شریان اصلی صادرات نفت ایران میدانند.
با این حال در میان بحثهای ژئوپلیتیک و تحلیلهای نظامی، کمتر به زندگی مردمی پرداخته میشود که سالها در کنار مخازن عظیم نفت و تأسیسات نظامی این جزیره زندگی کردهاند. همانگونه که جلال آلاحمد زمانی خارک را «دُرّ یتیم خلیج فارس» نامید، این جزیره همچنان میان ثروت ملی و محرومیت محلی گرفتار مانده است؛ جایی که اهمیت اقتصادیاش بسیار بزرگ است، اما زندگی ساکنانش کمتر دیده میشود.
جزیرهای کوچک با نقشی بزرگ در اقتصاد ایران
خارک جزیرهای نسبتاً کوچک در خلیج فارس است که مساحت آن حدود ۲۰ کیلومتر مربع برآورد میشود. با وجود این اندازه محدود، نقش آن در اقتصاد ایران بسیار بزرگ است. بخش عمده صادرات نفت خام ایران از پایانههای نفتی این جزیره انجام میشود.
برآوردها نشان میدهد بیش از ۹۰ درصد صادرات نفت ایران، یعنی حدود ۱٫۵ میلیون بشکه در روز از مجموع نزدیک به ۱٫۷ میلیون بشکه صادرات روزانه، از طریق خارک به بازارهای جهانی ارسال میشود. همچنین ظرفیت ذخیرهسازی نفت در مخازن این جزیره بین ۱۸ تا ۳۰ میلیون بشکه تخمین زده میشود؛ رقمی که اهمیت راهبردی آن را دوچندان میکند.
همین ویژگیها باعث شده خارک به یکی از حساسترین نقاط انرژی در منطقه تبدیل شود.
ثروتی که به زندگی بومیان نرسیده است
با وجود جایگاه حیاتی خارک در اقتصاد نفتی ایران، ساکنان بومی آن از امکانات رفاهی و خدمات عمومی کافی برخوردار نیستند. جمعیت بومی جزیره حدود ۸ تا ۱۰ هزار نفر برآورد میشود؛ مردمی که بسیاری از آنها نسلهای پیشینشان به صید مروارید یا کشاورزی در این جزیره مشغول بودند.
با توسعه صنعت نفت، چهره جزیره بهطور کامل تغییر کرد، اما این تحول اقتصادی لزوماً به بهبود شرایط زندگی بومیان منجر نشد. در واقع بسیاری از آنها هنوز با مشکلات اساسی در حوزه خدمات درمانی، زیرساختها و امکانات رفاهی روبهرو هستند.
یکی از جدیترین چالشها کمبود امکانات درمانی است. گزارشهای محلی نشان میدهد که با وجود اهمیت استراتژیک خارک، تجهیزات پزشکی تخصصی در این جزیره بسیار محدود است. نبود دستگاههایی مانند سیتیاسکن، کمبود پزشکان متخصص و وابستگی به انتقال بیماران به بوشهر باعث شده شرایط درمانی برای موارد اورژانسی بسیار دشوار باشد.
در بسیاری از موارد بیماران باید با بالگرد یا شناور به شهرهای دیگر منتقل شوند؛ انتقالی که به شرایط جوی و روندهای اداری وابسته است و گاه ساعتها یا حتی روزها طول میکشد.
مسئله مالکیت زمین
یکی دیگر از مشکلات قدیمی ساکنان خارک موضوع مالکیت زمین است. بسیاری از بومیان برای اثبات مالکیت بر زمینهای اجدادی خود با نبود سند رسمی مواجه هستند. در حال حاضر بخش بزرگی از اراضی جزیره در اختیار تأسیسات نفتی، صنایع پتروشیمی و مناطق نظامی قرار دارد.
گفته میشود بیش از ۹۰ درصد مساحت جزیره به این بخشها اختصاص یافته است. همین موضوع باعث شده حتی ساختوساز یا بازسازی خانهها نیز با محدودیتهای اداری و امنیتی مواجه باشد. در نتیجه بسیاری از بومیان احساس میکنند در سرزمینی که زمانی متعلق به آنها بوده، اکنون به حاشیه رانده شدهاند.
محدودیت در رفتوآمد و شکاف اجتماعی
زندگی در خارک علاوه بر محدودیتهای اقتصادی و خدماتی، با دشواریهای رفتوآمد نیز همراه است. پروازها و شناورها به دلیل شرایط جوی، بهویژه طوفانهای فصلی، گاه لغو میشوند و همین مسئله میتواند باعث کمبود مواد غذایی، آرد یا دارو در جزیره شود.
در همین حال کارکنان صنعت نفت معمولاً از سیستمهای حملونقل اختصاصی و دسترسی آسانتر به خدمات برخوردارند. این تفاوت شرایط باعث شکلگیری نوعی دوگانگی اجتماعی در جزیره شده است. از یک سو کارکنان صنعت نفت با امکانات مناسب و از سوی دیگر بومیانی که با محدودیتهای بیشتر زندگی میکنند.
جزیرهای با تاریخ فراموششده
خارک فقط یک پایانه نفتی نیست؛ این جزیره از نظر تاریخی و فرهنگی نیز اهمیت زیادی دارد. آثار تاریخی متعددی از دورههای مختلف از جمله کتیبههای باستانی، کلیسای نسطوری، گورستان چندمذهبی، دژ هلندی مربوط به قرن هجدهم و باغهای تاریخی در آن وجود دارد.
پیش از توسعه صنعت نفت، اقتصاد جزیره بر پایه صید مروارید و کشاورزی با استفاده از قناتهای قدیمی شکل گرفته بود. اما گسترش صنعت نفت از دهه ۱۳۴۰ خورشیدی و سپس حملات گسترده در جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ بسیاری از این آثار تاریخی و محیط طبیعی جزیره را تحت تأثیر قرار داد.
آلودگیهای نفتی، تخریب زیستگاههای طبیعی و کاهش جمعیت برخی گونههای جانوری، از جمله آهوهای معروف خارک، از پیامدهای این روند بوده است.
خارک در مرکز تنشهای نظامی
در روزهای اخیر نیز خارک بار دیگر به دلیل تحولات نظامی در منطقه مورد توجه قرار گرفته است. گزارشهایی درباره حملات هوایی آمریکا در ۱۳ و ۱۴ مارس ۲۰۲۶ منتشر شد که به گفته مقامات واشنگتن، تأسیسات نظامی مرتبط با موشکها و مینهای دریایی را هدف قرار دادهاند.
در بسیاری از تحلیلهای بینالمللی، اهمیت انرژی و زیرساختهای نفتی این جزیره محور اصلی بحثها بوده است. اما برای ساکنان بومی، این تحولات صرفاً موضوعی سیاسی یا خبری نیست؛ بلکه بخشی از واقعیت روزمره زندگی آنها محسوب میشود.
در حالی که جزیره ممکن است در معرض تهدیدهای نظامی قرار گیرد، بسیاری از بومیان از زیرساختهای ایمنی کافی، پناهگاههای غیرنظامی یا برنامههای اضطراری مناسب برخوردار نیستند.


