فایننشال تایمز در یک یادداشت تحلیلی به یکی از مهمترین شکافهای پدیدآمده میان متحدان غربی پرداخته و از خودداری بسیاری از کشورها برای همراهی با ایالات متحده در جنگ جاری با ایران سخن گفته است.
روزنامه فایننشال تایمز مینویسد فشار دولت آمریکا برای شکل دادن به ائتلافی جهت بازگشایی تنگه هرمز، متحدانش را در موقعیتی پیچیده و پرهزینه قرار داده است. از یک سو این کشورها با پیامدهای اقتصادی بسته شدن این گذرگاه حیاتی، از جمله افزایش شدید قیمت انرژی، روبهرو شدهاند و از سوی دیگر ورود به یک جنگ در خاورمیانه میتواند آنها را درگیر بحرانی کند که نه آغازگر آن بودهاند و نه لزوماً اهداف آن را پذیرفتهاند.
فایننشال تایمز تأکید میکند که این وضعیت تنها یک اختلاف نظر مقطعی نیست و به پرسشی اساسی درباره ماهیت اتحادهای غربی تبدیل شده است. در این چارچوب این پرسش مطرح میشود که آیا متحدان آمریکا باید در هر جنگی که واشینگتن آغاز میکند مشارکت داشته باشند.
در این میان اظهارات دونالد ترامپ به افزایش نگرانیها دامن زده است. او از متحدان خود خواسته در عملیات بازگشایی تنگه هرمز مشارکت کنند و هشدار داده است که در صورت خودداری، این موضوع میتواند بر آینده روابط امنیتی، از جمله در چارچوب ناتو، اثر منفی بگذارد. این موضعگیریها بهویژه در اروپا این تصور را تقویت کرده که تعهدات امنیتی آمریکا دیگر مانند گذشته قابل پیشبینی نیست.
با این حال این یادداشت تایمز استدلال میکند که جنگ جاری با ایران از نظر حقوقی و راهبردی برای بسیاری از کشورهای اروپایی یک جنگ دفاعی به شمار نمیرود. این درگیری نه در واکنش به یک حمله مستقیم، بلکه در نتیجه تصمیمی سیاسی برای اعمال فشار نظامی آغاز شده و در چنین شرایطی انتظار برای فعال شدن یک اتحاد دفاعی با منطق آن سازگار نیست.
این روزنامه یادآور میشود که پیمانهایی مانند ناتو بر پایه اصل دفاع جمعی شکل گرفتهاند و هدف آنها واکنش به تهدید یا حمله علیه یکی از اعضا بوده است. در مورد جنگ ایران چنین اجماعی وجود ندارد و همین مسئله باعث شده بسیاری از دولتهای اروپایی حتی تحت فشار سیاسی نیز از ورود به درگیری خودداری کنند.
در ادامه، فایننشال تایمز به هزینههای احتمالی مشارکت نظامی اشاره میکند و توضیح میدهد که حضور در عملیات بازگشایی تنگه هرمز به معنای استقرار نیرو و احتمال درگیری مستقیم با ایران خواهد بود. هشدار تهران مبنی بر هدف قرار دادن کشورهای مشارکتکننده نیز این خطر را افزایش داده است.
از نظر اقتصادی نیز اگرچه کشورهای اروپایی از افزایش قیمت نفت آسیب دیدهاند، اما ورود به جنگ میتواند هزینههایی بهمراتب سنگینتر برای آنها ایجاد کند و امنیت مسیرهای تجاری و ثبات اقتصادی آنها را بیشتر در معرض خطر قرار دهد.
این تحلیل همچنین به پیامدهای بلندمدت این وضعیت برای روابط میان آمریکا و اروپا اشاره میکند و مینویسد فشارهای اخیر میتواند روندی را سرعت ببخشد که از پیش آغاز شده و آن حرکت تدریجی اروپا به سوی استقلال راهبردی است. به این معنا که کشورهای اروپایی بیش از گذشته به این نتیجه میرسند که نباید امنیت خود را بهطور کامل به تصمیمات سیاسی آمریکا وابسته کنند.
در عین حال فایننشال تایمز امکان همکاری را بهطور کامل رد نمیکند و پیشنهاد میدهد که متحدان آمریکا میتوانند پس از کاهش تنشها، در قالب ابتکارهای دیپلماتیک یا سازوکارهای چندجانبه برای حفاظت از کشتیرانی نقشآفرینی کنند، اما این همکاری باید بر پایه ضرورت و اجماع شکل بگیرد نه بر اساس فشار سیاسی.
در نهایت این روزنامه نتیجه میگیرد که خودداری متحدان آمریکا از ورود به جنگ ایران نشانه ضعف نیست بلکه بیانگر یک محاسبه واقعگرایانه از هزینهها و منافع است و این کشورها در تلاش هستند میان همکاری با آمریکا و گرفتار شدن در یک جنگ پرهزینه مرز روشنی ترسیم کنند.
این رویکرد هرچند ممکن است در کوتاهمدت باعث تنش در روابط غربی شود، اما در بلندمدت میتواند به بازتعریف نقش اروپا در نظام بینالملل منجر شود و تصمیمگیریهای امنیتی را بیش از گذشته بر پایه منافع مستقیم این کشورها قرار دهد.


