گسترش جنگ در خلیج فارس، این بار صنعت آلومینیوم را درگیر کرده و یکی از حلقههای مهم زنجیره تأمین جهانی را تحت فشار قرار داده است. حملات اخیر به تأسیسات صنعتی، ریسک اختلال در عرضه این فلز راهبردی را افزایش داده و بازارهای جهانی را در وضعیت انتظار و نگرانی قرار داده است.
در پی حملات اخیر به زیرساختهای صنعتی منطقه، شرکت آلومینیوم بحرین از ارزیابی خسارات واردشده به تأسیسات خود خبر داده است. همزمان گزارشهایی از آسیب به زیرساختهای یکی از تولیدکنندگان بزرگ آلومینیوم در امارات منتشر شده که نشان میدهد دامنه درگیریها به حوزههایی فراتر از اهداف نظامی گسترش یافته است. در این میان، آسیب به نیروی انسانی و تجهیزات تولیدی، تنها بخشی از پیامدهای فوری این حملات محسوب میشود و اثرات گستردهتر آن بهتدریج در سطح بازارهای جهانی نمایان خواهد شد.
صنعت آلومینیوم در خلیج فارس جایگاهی کلیدی در تأمین عرضه جهانی دارد. تولیدکنندگان این منطقه طی سالهای گذشته به یکی از منابع مهم تأمین این فلز برای صنایع مختلف جهان تبدیل شدهاند. به همین دلیل، هرگونه اختلال در فعالیت آنها بهسرعت میتواند به تغییر در توازن عرضه و تقاضا در بازارهای بینالمللی منجر شود. این اهمیت زمانی بیشتر نمایان میشود که بدانیم این صنعت پیش از این نیز تحت فشار محدودیتهای ناشی از تنشهای منطقهای قرار داشته است.
اختلال در مسیرهای حملونقل، بهویژه در گذرگاههای حیاتی مانند تنگه هرمز، در ماه اخیر مشکلاتی جدی برای صادرات آلومینیوم ایجاد کرده بود. اکنون با اضافه شدن ریسک آسیب به تأسیسات تولیدی، فشار مضاعفی بر این صنعت وارد شده است. در چنین شرایطی، زنجیره تأمین جهانی با یک شوک ترکیبی روبهرو میشود که هم از سمت تولید و هم از سمت لجستیک، عرضه را محدود میکند.
از حمله به زیرساخت تا اختلال در بازار جهانی
حملات اخیر را باید در چارچوب گستردهتری از هدفگیری زیرساختهای اقتصادی منطقه تحلیل کرد. پالایشگاهها، بنادر، مسیرهای حملونقل و تأسیسات صنعتی، همگی در معرض تهدید قرار گرفتهاند. این روند نشان میدهد که درگیریها وارد مرحلهای شدهاند که در آن شریانهای اقتصادی بهطور مستقیم هدف قرار میگیرند و همین موضوع احتمال بروز اثرات زنجیرهای در سطح جهانی را افزایش میدهد.
آلومینیوم بهعنوان یکی از فلزات پایه در صنایع مختلف، نقش مهمی در تولید جهانی دارد. از صنعت ساختمان و خودروسازی گرفته تا صنایع پیشرفته، وابستگی گستردهای به این فلز وجود دارد. تولیدکنندگان خلیج فارس نیز بخشی از این زنجیره را تأمین میکنند و در برخی موارد، تأمینکننده مواد اولیه برای شرکتهای بزرگ صنعتی در سطح جهان هستند. بنابراین، هر اختلال در تولید یا صادرات این فلز میتواند بهسرعت به افزایش قیمتها و محدودیت در عرضه منجر شود.
بازار جهانی نیز نسبت به این تحولات بیواکنش نمانده است. نشانههایی از افزایش قیمت و رشد هزینه تأمین در برخی بازارها دیده میشود که بیانگر نگرانی فعالان اقتصادی نسبت به تداوم این وضعیت است. افزایش پریمیوم آلومینیوم در برخی مناطق، نشان میدهد که خریداران برای دسترسی به عرضه مطمئن، حاضر به پرداخت هزینه بیشتری شدهاند.
در واکنش به این شرایط، برخی شرکتها تلاش کردهاند با تغییر برنامههای عملیاتی یا کاهش موقت تولید، ریسکهای ناشی از نااطمینانی را مدیریت کنند. این اقدامات هرچند میتواند در کوتاهمدت به حفظ تداوم فعالیت کمک کند، اما در صورت ادامه بحران، خود به عاملی برای کاهش بیشتر عرضه تبدیل خواهد شد.
در مجموع، آنچه در حال شکلگیری است، یک شوک چندلایه به بازار جهانی فلزات است. این شوک فقط به یک صنعت یا یک منطقه محدود نمیشود و میتواند بهتدریج به سایر بخشهای صنعتی و بازارهای مرتبط سرایت کند. هرچه دامنه درگیریها گستردهتر شود، احتمال اختلال در زنجیره تأمین نیز افزایش مییابد و بازگشت به شرایط باثبات دشوارتر خواهد شد.


