افزایش تنشهای ژئوپلیتیک و بالا رفتن انتظارات تورمی، نگاه بازارها به سیاست پولی آمریکا را دگرگون کرده است. سناریویی که تا مدت کوتاهی پیش بر کاهش نرخ بهره در سال جاری تأکید داشت، حالا با تردیدهای جدی روبهرو شده و حتی در برخی برآوردها، احتمال افزایش دوباره نرخها هم مطرح است.
تحولات اخیر در اقتصاد جهانی، بهویژه همزمان با افزایش تنشها در خاورمیانه، چشمانداز سیاست پولی آمریکا را وارد مرحله تازهای کرده است. دادههای بازارهای مالی نشان میدهد سرمایهگذاران در حال بازنگری جدی در ارزیابی خود از مسیر نرخ بهره فدرال رزرو هستند و پیشبینیهایی که تا چندی پیش بر چند مرحله کاهش نرخ در سال جاری استوار بود، حالا تا حد زیادی عقب نشسته است. در فضای جدید، دیگر صحبت از کاهش نرخ بهره یک سناریوی کموبیش قطعی نیست و بازارها بیش از گذشته با احتیاط به آینده نگاه میکنند.
این چرخش فقط در قیمتگذاری بازارها دیده نمیشود و در لحن مقامهای فدرال رزرو هم نشانههایی از آن دیده شده است. هرچند این نهاد هنوز بهطور رسمی از کنار گذاشتن گزینه کاهش نرخ بهره سخن نگفته، اما اظهارنظرهای اخیر نشان میدهد اجماع قبلی درباره آغاز یک مسیر کاهشی، تضعیف شده است. حتی برخی از سیاستگذاران به شکلی محتاطانه از این گفتهاند که اگر فشارهای تورمی دوباره اوج بگیرد، افزایش نرخ بهره هم نمیتواند کاملاً از دستور کار خارج باشد. این تغییر لحن، بیش از هر چیز بیانگر فضایی است که در آن اطمینان قبلی جای خود را به مراقبت و تردید داده است.
در چنین شرایطی، مهمترین ویژگی فضای فعلی سیاست پولی آمریکا، افزایش عدم قطعیت است. در دورههای قبل، بازارها اغلب میتوانستند با درجهای از اطمینان مسیر بعدی فدرال رزرو را حدس بزنند، اما اکنون تصمیمگیری بیش از هر زمان دیگری به دادههای تازه اقتصادی وابسته شده است. تورم، وضعیت بازار کار، قیمت انرژی و روند فعالیت اقتصادی، همگی به متغیرهایی تعیینکننده تبدیل شدهاند و هر کدام میتوانند جهت سیاست پولی را تغییر دهند. به همین دلیل، در مقطع فعلی هیچ سناریویی را نمیتوان با قطعیت کنار گذاشت. تثبیت نرخها، کاهش نرخ یا حتی افزایش دوباره آن، همگی به سطحی از امکان بازگشتهاند.
بازارها هم این تغییر را با سرعت منعکس کردهاند. رشد نرخهای بهره بلندمدت نشان میدهد سرمایهگذاران در حال بازتنظیم انتظارات خود هستند. این بازتنظیم فقط یک موضوع تکنیکی در بازار اوراق نیست و آثار آن میتواند به شکل مستقیم بر هزینه تأمین مالی، نرخ وام مسکن، ارزشگذاری داراییها و تصمیمهای سرمایهگذاری نمایان شود. به بیان دیگر، هر تغییر در انتظارات نسبت به فدرال رزرو، فقط به بازار پول محدود نمیماند و به سرعت به دیگر بخشهای اقتصاد و بازارهای مالی سرایت میکند.
یکی از مهمترین دلایل این چرخش، نگرانی از بازگشت فشارهای تورمی است. افزایش تنشهای ژئوپلیتیک، بهویژه در منطقهای که نقش مهمی در بازار انرژی جهان دارد، ریسک بالا رفتن دوباره قیمت انرژی را تقویت کرده است. این تحول برای بانک مرکزی آمریکا اهمیت زیادی دارد، چون هر شوک تازه در قیمت انرژی میتواند روند نزولی تورم را مختل کند و انتظارات تورمی را دوباره بالا ببرد. در چنین فضایی، کاهش نرخ بهره میتواند به تصمیمی پرریسک تبدیل شود، چون ممکن است فشارهای قیمتی را دوباره تقویت کند.
از سوی دیگر، سطح فعلی نرخ بهره نیز در این بحث اهمیت زیادی دارد. پس از دورهای از تعدیل نرخها، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که نرخ بهره اکنون به محدودهای نزدیک شده که دیگر فاصله چندانی با سطح خنثی ندارد. در چنین وضعیتی، کاهش بیشتر نرخها میتواند تقاضا را بیش از اندازه تحریک کند و در زمانی نامناسب به تورم جان تازهای بدهد. برای همین، فدرال رزرو در موقعیتی قرار گرفته که در آن هزینه یک تصمیم شتابزده برای کاهش نرخ، ممکن است از منافع آن بیشتر باشد.
همزمان، مسئله تثبیت انتظارات تورمی در سطوح بالا هم به یکی از دغدغههای مهم تبدیل شده است. سیاستگذاران پولی بهخوبی میدانند که اگر فعالان اقتصادی و خانوارها به این جمعبندی برسند که تورم برای مدت طولانی در سطوح بالا باقی خواهد ماند، کنترل دوباره آن بسیار دشوارتر میشود. به همین دلیل، بخشی از احتیاط فعلی فدرال رزرو نه فقط به تورم امروز، بلکه به تلاشی مربوط است که برای مهار تورم فردا انجام میدهد.
با این حال، مسیر کاهش نرخ بهره بهطور کامل بسته نشده است. اگر در ماههای پیش رو نشانههای روشنی از تضعیف بازار کار ظاهر شود، این وضعیت میتواند دوباره کفه ترازو را به نفع سیاستهای انبساطی سنگینتر کند. افزایش نرخ بیکاری، کاهش سرعت رشد اشتغال یا افت محسوس در فعالیت اقتصادی، از جمله عواملی هستند که ممکن است فدرال رزرو را وادار کنند دوباره به کاهش نرخ بهره فکر کند. همچنین اگر تنشهای ژئوپلیتیک کاهش یابد و قیمت انرژی فروکش کند، بخشی از نگرانیهای تورمی هم ممکن است تعدیل شود و فضای بیشتری برای کاهش نرخها ایجاد شود.
با این همه، آنچه در مقطع فعلی بیش از هر چیز اهمیت دارد، تغییر بنیادین در ذهنیت بازارهاست. روایتی که تا چندی پیش بر کاهش پیوسته نرخ بهره استوار بود، حالا جای خود را به فضایی داده که در آن توقف، انتظار و وابستگی به دادهها نقش پررنگتری دارد. در چنین چارچوبی، فدرال رزرو احتمالاً تا زمانی که تصویر روشنتری از مسیر تورم و رشد اقتصادی به دست نیاورد، از تصمیمهای شتابزده فاصله خواهد گرفت. همین احتیاط میتواند در ماههای آینده به یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده مسیر بازارهای مالی جهانی تبدیل شود.