تنها یک ماه تشدید تنشهای نظامی در خاورمیانه کافی بود تا بازارهای مالی جهان با موجی از نوسان، افت نقدشوندگی و افزایش هزینه معاملات روبهرو شوند. دامنه این فشار به اندازهای گسترده بوده که حتی بزرگترین و عمیقترین بازارهای دنیا نیز نشانههایی از آسیبپذیری بروز دادهاند.
در هفتههای اخیر، تشدید درگیریها در خاورمیانه فضای تازهای از بیثباتی را بر بازارهای مالی جهانی حاکم کرده است. از بازار اوراق قرضه دولتی گرفته تا ارز، طلا و قراردادهای آتی، تقریباً همه بازارها به شکلی کمسابقه تحت تأثیر این شوک قرار گرفتهاند. افزایش نااطمینانی، رفتار سرمایهگذاران و بازارگردانها را تغییر داده و تمایل به پذیرش ریسک را کاهش داده است. در نتیجه، آنچه بیش از همه در بازارها جلب توجه میکند، افت کیفیت نقدشوندگی و دشوارتر شدن انجام معاملات است.
یکی از نشانههای مهم این وضعیت، رشد همزمان نوسان در چندین بازار مختلف است. معمولاً در دورههای بحران، بخشی از سرمایه از یک بازار خارج و به بازاری دیگر منتقل میشود و همین جابهجایی به ایجاد نوعی تعادل کمک میکند. اما در شرایط فعلی، تنش ژئوپلیتیک به اندازهای فراگیر بوده که این الگو را هم تا حدی مختل کرده است. فشار روانی و مالی همزمان بر بازارهای مختلف وارد شده و باعث شده دامنه نوسان در چند جبهه گسترش پیدا کند.
در این میان، حتی بازار اوراق خزانهداری آمریکا که بهطور سنتی امنترین و نقدشوندهترین بازار جهان به حساب میآید، از این تنشها بینصیب نمانده است. گزارشها از کاهش عمق معاملات و افزایش فاصله قیمت خرید و فروش در برخی سررسیدها حکایت دارد. این فاصله که یکی از مهمترین شاخصهای کیفیت بازار است، زمانی افزایش مییابد که بازارگردانها برای پذیرش ریسک محتاطتر میشوند و هزینه بیشتری برای انجام معامله طلب میکنند. بالا رفتن این فاصله به معنای آن است که ورود و خروج از موقعیتهای معاملاتی دشوارتر و پرهزینهتر شده است.
وقتی نقدینگی عقب مینشیند
یکی از مهمترین ویژگیهای بحرانهای مالی، ناپدید شدن تدریجی نقدینگی است. در ظاهر ممکن است حجم معاملات بالا بماند، اما در لایه زیرین بازار، شرایط متفاوت است. معاملهگران در چنین وضعیتی ترجیح میدهند اندازه موقعیتهای خود را کوچکتر کنند، سفارشها را خرد کنند و از ورود به معاملات بزرگ فاصله بگیرند. همین رفتار بهتدریج توان بازار برای جذب شوک را کاهش میدهد. در نتیجه، حتی یک سفارش بزرگ میتواند جابهجایی قابل توجهی در قیمتها ایجاد کند.
گزارشهای منتشرشده از بازارها نشان میدهد انجام معاملات بزرگ در روزهای اخیر دشوارتر شده و فعالان مالی برای گرفتن قیمت مناسب، با محدودیت بیشتری روبهرو بودهاند. این وضعیت فقط نشانه افزایش احتیاط نیست، بلکه بیانگر افت ظرفیت بازار برای هضم ریسک است. در چنین فضایی، بخشی از معاملاتی که انجام میشود، نه از محل ورود سرمایه تازه، بلکه در نتیجه خروج اجباری از موقعیتهای پیشین شکل میگیرد. همین موضوع نوسان را تشدید میکند و بازار را بیش از پیش شکننده میسازد.
در اروپا نیز فشارها بهویژه در بازار قراردادهای آتی نرخ بهره کوتاهمدت محسوس بوده است. معاملهگران در واکنش به ریسکهای تورمی، نگرانیهای ژئوپلیتیک و ابهام درباره تصمیمهای آینده بانکهای مرکزی، انتظارات خود را با سرعت زیادی در قیمتها منعکس کردهاند. نتیجه این بازتنظیم سریع، افت محسوس نقدشوندگی و افزایش دامنه حرکت قیمتها بوده است. برخی ارزیابیها نشان میدهد سطح نقدینگی در مقاطعی تا نزدیکی روزهای پرالتهاب آغاز همهگیری کرونا پایین آمده است.
رفتار جمعی بازیگران بزرگ
در دورههای تنش، رفتار بازیگران بزرگ میتواند بهجای آرام کردن بازار، به عاملی برای تشدید نوسان تبدیل شود. صندوقهای پوشش ریسک از جمله بازیگرانی هستند که در چنین شرایطی نقش پررنگی پیدا میکنند. این صندوقها معمولاً با موقعیتهای بزرگ و استراتژیهای مشابه در بازار حضور دارند و وقتی با زیانهای ناگهانی یا افزایش ریسک روبهرو میشوند، تمایل دارند بهسرعت از موقعیتهای خود خارج شوند. اگر این رفتار بهصورت همزمان از سوی چند بازیگر بزرگ تکرار شود، فشار فروش ناگهان شدت میگیرد و بازار با جهشهای تند قیمتی روبهرو میشود.
در بازار اوراق اروپا، این رفتار جمعی به یکی از عوامل مهم تشدید آشفتگی تبدیل شده است. کاهش سریع ریسک از سوی صندوقهای بزرگ، فاصله قیمتها را بیشتر کرده و فشار بر نقدینگی را افزایش داده است. هنگامی که چنین بازیگرانی به طور همزمان در یک جهت حرکت میکنند، بازار فرصت کافی برای جذب این فشار را پیدا نمیکند و نتیجه آن، جهش در نوسان و کاهش بیشتر اعتماد به ثبات بازار است.
همزمان، تمایل سرمایهگذاران به نگهداری داراییهای نقد و کوتاهمدت افزایش یافته است. این چرخش، تعداد خریداران فعال را در بسیاری از بازارها کاهش داده و موجب شده حتی نهادهای مالی بزرگ نیز با زیانهای مقطعی مواجه شوند. در چنین فضایی، بازارگردانها هم محافظهکارتر عمل میکنند. آنها برای معاملات بزرگ فاصله قیمتی بیشتری در نظر میگیرند و تنها در سفارشهای کوچکتر حاضر به رقابت جدی میشوند. این رفتار در مجموع به کاهش کارایی بازار میانجامد.
بازار طلا نیز با وجود جایگاه سنتی خود بهعنوان دارایی امن، از این شرایط مصون نمانده است. هرچند طلا معمولاً در دورههای بحران مورد توجه قرار میگیرد، اما وقتی نااطمینانی با افت نقدشوندگی و تغییر انتظارات نرخ بهره همراه میشود، همین بازار هم میتواند وارد فاز نوسانی شود. در برخی روزها، افت حضور بازارگردانها و کاهش تمایل معاملهگران به پذیرش ریسک باعث شد طلا هم رفتاری پرنوسان از خود نشان دهد. این وضعیت بهخوبی نشان میدهد که در دورههای شوک شدید، مرز میان داراییهای امن و پرریسک تا حدی کمرنگ میشود و اولویت اصلی بازیگران مالی به سمت حفظ نقدینگی حرکت میکند.
در نهایت، آنچه تحولات اخیر آشکار کرده، شکنندگی ساختار بازارها در زمان تنشهای ژئوپلیتیک است. حتی بازارهایی که معمولاً بهعنوان عمیقترین و باثباتترین بازارهای جهان شناخته میشوند، در برابر ترکیب نااطمینانی، کاهش نقدینگی و رفتار همزمان بازیگران بزرگ آسیبپذیر هستند. در چنین شرایطی، مسئله اصلی برای بسیاری از سرمایهگذاران دیگر به حداکثر رساندن بازدهی محدود نمیشود. آنچه در مرکز تصمیمگیری قرار میگیرد، مدیریت ریسک، حفظ نقدینگی و عبور از دورهای است که بقا در آن مهمتر از سودآوری به نظر میرسد.